![]() |
![]() |
|
| در اتاقیکه به اندازه یک تنهاییست،دل من که به اندازه یک عشق است، به بهانه های ساده خوشبختی خود مینگرد |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
سه چیز را فراموش نکن: - به همه نمی توانی کمک کنی - همه چیز را نمی توانی عوض کنی و - همه تو را دوست نخواهند داشت روبرتا واسکو کاروس
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 1:9 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
مدتی را که پیش از خواب در بستر می گذرانم به گذشته هایم می نگرم... به کارهای صحیحی که در زندگی ام کرده ام فکر می کنم به آن زمانهایی که به زن بی پروای درونم توجه نموده ام تحت فشار به خوب بودنی در عین حال سمی پناه آورده ام. آن هنگام است که با لبخندی بر لب به خواب رفته و صبح که بیدار می شوم - احساس قدرت می کنم-...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 12:58 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
افتادن در گِل و لای عیب نیست عیب آن است که در همانجایی که هستی بمانی...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 12:40 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
داستان یک عشق بی اهمیت است. آنچه که مهم است این است که انسان قابلیت عاشق شدن را داشته باشد. شاید تنها جلوه ای از ابدیت که ما می توانیم ببینیم - عشق - باشد. هلن هِیز |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 12:35 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
بیشتر مردم می خواهند طرف مورد علاقه خود را پیدا کنند تا اینکه طرف مورد علاقه دیگران واقع شوند گلوریا استینم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 12:13 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
به این دلیل که دیگران نمی توانند تواناییهای مرا در انجام کارهای گوناگون قبول کنند خود را محدود نمی کنم دالی پارتون
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 12:13 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
آرام و سخت می گذرد. مادران ما در تولد فیزیکی ما درد می کشند و... ما خود از دردهای رشد معنوی مان. ماری آنتین
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 12:9 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
شعار من در زندگی همان گروه خونم است. +B (مفید باش) سینتیا نلمز |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
شبهایم را به خواندن و کیلومتر ها قدم زدن در ساحل می گذراندم اشعار بی خود و بی معنی می نوشتم و همیشه در انتظار شخص شگفت انگیزی بودم که ناگهان از راه برسد و زندگیم را تغییر دهد. هرگز به فکرم خطور نکرد که آن شخص می تواند خود من باشد!! آنا کوئیندلند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 11:33 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
زنده بودن را به بيداري بگذرانيم که سالها به اجبار خواهيم خفت.... (دکتر شريعتي) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
و چقدر قشنگ می گه شریعتی: اگر عشق دوام یابد به ابتذال کشد!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/20ساعت 10:59 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
دنیا هرگز کوچک نمی شود
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/19ساعت 2:29 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
||||||||
|
هرگز نا امیدوار از فراز صخره های سخت زندگی به آینده نگاه نکن. با ایمان به توان خویش از آن میانه راهی بگشا به دنیای زیبای فرداها و بدان که در امتداد هر راه که برمی گزینی همواره دشواری در کمین است که زندگی اگر نامه ی آسانی داشت در زمین "تلاش" معنی خویش را از دست می داد!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/15ساعت 12:53 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
روی هر پله ای که ایستاده باشی خدا یک پله بالاتره نه برای اینکه یادت بندازه که اون خداست و تو بنده ای برای اینکه دستاتو بگیره و تو رو بالاتر ببره
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/15ساعت 12:44 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
می دانم رهایم نمی کنی آینه ام بیفتم از دستت هزار تکه می شوی دستم را بگیر....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/15ساعت 12:27 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
زمین به ما که می رسد وارونه می چرخد فردای کوچک مان با سیل می رود و آوازهای آبی زمین می ماند برای روزهای مبادا
زمین به ما که می رسد نه می زند نه می رقصد کنار گازهای شعله ور گوشه می گیرد به انتظار بلمی که نمی آید
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/15ساعت 12:21 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
وقتی کمی دورتر تمامی جهان این است که حوا به آدم سیب می دهد همین نزدیکی هنوز تمامی گناه من این است که در آغوش تو آرام بگیرم و بگویم چه خسته ام از شنیدنِ جنگل تبر تبر می میرد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/15ساعت 12:12 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
نه آدمم نه گنجشک اتفاقی کوچکم هر بار می افتم دو تکه می شوم نیمی را باد می برد نیمی را مردی که نمی شناسم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/15ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
دو دستی دوستم بدار کسی هوایمان را ندارد!!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/15ساعت 12:4 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/15ساعت 11:4 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
*آخرین به روز رسانی * *پست الکترونیکی من* *گذشته وبلاگ* |
| *درباره ی کاستومایز* |
سلام دوستای خوب، درباره ی خودم چیز زیادی نیست که بخوام بگم چون فکر میکنم بی ارتباطه و از اصل و هدف وبلاگ دور میشیم اما درباره ی وبلاگ: یه روز سرد زمستونی از سر دلتنگی و بیحوصلگی تصمیم گرفتم یه وبلاگ درست کنم، نمی دونستم که امروز میشه رفیق تنهاییام و حالا اینه حاصل لحظه های دلتنگیم...
دوستای خوبم ممنون که به این وبلاگ لطف دارین و با نظرات مساعدتون شرمندم میکنین. خوشحالم که تونستم نظر یه سری مخاطبای خاص رو جلب کنم. کسایی که فکر می کنن و روی مطالب وقت میذارن. این برام خیلی مهمه. البته همه ی اشعار این وبلاگ از خودم نیست و علاوه بر مطالبی که گه گاهی از ذهن خودم تراوش می کنه و مثلاَ اسمشون شعره، عمده ی مطالب نوشته شده در این وبلاگ از منابع زیر هستش: - شعر معاصر فرانسه - مجموعه اشعار فریدون مشیری - همچون کوچه ای بی انتها - مجموعه اشعار فروغ فرخزاد - مائده های زمینی، آندره ژید - همچنان تا نمیدانم چه وقت، هیوا مسیح - بانو، کیکاووس یاکیده - پابرهنه تا صبح،گراناز موسوی - مجموعه اشعار نادر نادرپور - اشعار شادروان حسین پناهی - در سپیده دمان فروردین،احمد قربانزاده - منابع متفرقه در مورد دوستان عزیزی که پیشنهاد تبادل لینک رو میدن‘ با کمال میل این کارو انجام میدم. لطفا بعد از لینک کردن کاستومایز فقط کافیه که یه خبر بدن که به لیست لینکها اضافه بشن. به هر حال امیدوارم کاستومایز با همراهی و نظرات مفید تو -مخاطب عزیز- هر روز بهتر و پربار تر بشه. |
| *پیوندهای روزانه* |
|
- خلوتهای تنهایی* - اجق وجق های بی اجازه* - عاشقانه. جک. اس ام اس. عکس* *آرشیو پیوندهای روزانه |
| *آرشیو موضوعی کاستومایز* |
|
×اشعار کوتاه× ×ترجمه ترانه های خارجی× ×صفحات تنهایی× ×یادداشتهای روزانه من× ×دیگر بار تو را به نقطه ی آغاز بر می گرداند!× |
|
RSS
|