![]() |
![]() |
|
| در اتاقیکه به اندازه یک تنهاییست،دل من که به اندازه یک عشق است، به بهانه های ساده خوشبختی خود مینگرد |
|
بی تو یک روز دراین فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/01/21ساعت 12:31 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
در وهمترین لحظهها آمد و چه عاشقانه حضورش را جشن گرفتم و چه صبورانه بودنش را ثانیه در ثانیه به ضیافت آینهها بردم آمد هنگامیکه زمان با گذر پر حسادتش هر لحظه او را از من میگرفت و من در انتظار آن عشق اهورایی با بیرحمی چشمان پر از غبطه زمانه میجنگیدم مبادا در این جدال بگیردش از من و باز شوم منی بی او! *** ماری همچون عبرت ضحاک با چهرهای چه بسا معصوم چون بره در سایهی عاشقانههایی بیعیب و نقص و لحظاتی که چون رؤیا وجودت را در خود حل کند در بودنم رخنه کرد - آرام، آرام- بیصدا عبوری کوتاه و چشیدن زهر شیرین از خود بی خود شدن *** با کلامش ترنم بهار و زمزمة آب در گوشم و دیگر همهچیز او بود ـ همهچیز او شد ـ - چرا نفهمیدم؟!! به خود آمدنی کابوسوار همهچیز او شد؟!! و در زمستانیترین لحظات آن سان که چشمانتظار آنی که بهار را برایت دوباره بیافرینند او رفت و تکهای از منِ من را با خودش برد - تمام مرا با خود برد... و از آن لحظه این دیگر من نیستم منی بی من است که میزیَد در روزهای خاطره او رفت و صدای مبهم شبهی که هر دم در گوشم زمزمه میکند: «زندگی ادامه دارد...»
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/01/21ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
وقتي بزرگ مي شوي دور قلبت سيم خاردار مي کشي و در مراسم تدفين درختها شرکت مي کني و فاتحه تمام آواز ها و پرنده ها را مي خواني و يکروز يادت مي افتد که تو سالهاست چشمانت را گم کرده ي و دستانت را در کوچه هاي کودکي جا گذشته اي آن روز ديگر خيلي دير شده است فرداي آن روز ترا به خاک مي دهند و مي گويند:خيلي بزرگ شده بود ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/19ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/19ساعت 11:2 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
۲-۳ =۱ قلب که همیشه برات می تپه ۱+۱=۲ چشم که همیشه منتظرته ۳+۴=۷ روز هفته که دل تنگتم ۷+۵=۱۲ ماه سال که از خدا می خوامت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/01/18ساعت 1:51 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
آدما برای هم مث کتاب می مونن که وقتی به آخرش میرسن میرن سراغ یکی دیگه یادمون باشه برای هر کسی راحت ورق نخوریم...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/01/18ساعت 1:47 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
به راستی چه وسعتی دارد این دوست داشتن ! اگر به خواسته ی قلبم هر گاه که لبریز این احساس می شدم فریاد می زدم -که چقدر بودنت را می خواهم شاید گوش جهان کر می شد ! شاید مهر دیوانگی ام می زدند و راهی ام می کردند به دیار مجنونین ! ترسیدم راهی ام کنند و بعد از آن چطور در فراق تو تاب می آوردم ! وگرنه مرا چه بیم آن بود که فریاد زنم : "دوستت دارم"
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/01/18ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/17ساعت 1:2 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را - در دفتر نقاشیش سیاه کشید... تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد !!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/17ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
شنیدم شاپرکی میگفت زندگی فرصت پرواز است ! و من چه ساده گمان می کردم... او تنها ... سوخته بال دیروز است !!! ..........
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/17ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
*آخرین به روز رسانی * *پست الکترونیکی من* *گذشته وبلاگ* |
| *درباره ی کاستومایز* |
سلام دوستای خوب، درباره ی خودم چیز زیادی نیست که بخوام بگم چون فکر میکنم بی ارتباطه و از اصل و هدف وبلاگ دور میشیم اما درباره ی وبلاگ: یه روز سرد زمستونی از سر دلتنگی و بیحوصلگی تصمیم گرفتم یه وبلاگ درست کنم، نمی دونستم که امروز میشه رفیق تنهاییام و حالا اینه حاصل لحظه های دلتنگیم...
دوستای خوبم ممنون که به این وبلاگ لطف دارین و با نظرات مساعدتون شرمندم میکنین. خوشحالم که تونستم نظر یه سری مخاطبای خاص رو جلب کنم. کسایی که فکر می کنن و روی مطالب وقت میذارن. این برام خیلی مهمه. البته همه ی اشعار این وبلاگ از خودم نیست و علاوه بر مطالبی که گه گاهی از ذهن خودم تراوش می کنه و مثلاَ اسمشون شعره، عمده ی مطالب نوشته شده در این وبلاگ از منابع زیر هستش: - شعر معاصر فرانسه - مجموعه اشعار فریدون مشیری - همچون کوچه ای بی انتها - مجموعه اشعار فروغ فرخزاد - مائده های زمینی، آندره ژید - همچنان تا نمیدانم چه وقت، هیوا مسیح - بانو، کیکاووس یاکیده - پابرهنه تا صبح،گراناز موسوی - مجموعه اشعار نادر نادرپور - اشعار شادروان حسین پناهی - در سپیده دمان فروردین،احمد قربانزاده - منابع متفرقه در مورد دوستان عزیزی که پیشنهاد تبادل لینک رو میدن‘ با کمال میل این کارو انجام میدم. لطفا بعد از لینک کردن کاستومایز فقط کافیه که یه خبر بدن که به لیست لینکها اضافه بشن. به هر حال امیدوارم کاستومایز با همراهی و نظرات مفید تو -مخاطب عزیز- هر روز بهتر و پربار تر بشه. |
| *پیوندهای روزانه* |
|
- خلوتهای تنهایی* - اجق وجق های بی اجازه* - عاشقانه. جک. اس ام اس. عکس* *آرشیو پیوندهای روزانه |
| *آرشیو موضوعی کاستومایز* |
|
×اشعار کوتاه× ×ترجمه ترانه های خارجی× ×صفحات تنهایی× ×یادداشتهای روزانه من× ×دیگر بار تو را به نقطه ی آغاز بر می گرداند!× |
|
RSS
|