![]() |
![]() |
|
| در اتاقیکه به اندازه یک تنهاییست،دل من که به اندازه یک عشق است، به بهانه های ساده خوشبختی خود مینگرد |
|
معنی خاک چون معنی آسمان سرانجامی گرفت.. برخاستیم به رودخانه رفتیم آب سیمگون را لمس کردیم خندیدیم و در آفتاب تن شستیم. روز برای ما به هیات توپ درخشنده ای در آمد از نور تا با آن بازی کنیم غروب توری زرد و شب پرده ای مخملی ماه چون مادربزرگی سالخورده ما را با بوسه ای برکت بخشید و خواب ما را خندان در خود فرو برد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/14ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
چهره ی خنک و خاموش رود از من بوسه ای خواست!!!....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/14ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
- پنجه مریم رسته در شکاف صخره ای این همه رنگ از کجا آورده ای تا بشکوفی؟ ساقه ای چنین از کجا آورده ای تا بر آن تاب خوری؟
- قطره قطره خون از سر صخره ها گرد آورده ام از گلبرگهای سرخ دستمالی بافته ام و اکنون آفتاب خرمن می کنم..
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/14ساعت 1:32 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
می توانم نگه دارم دستی را چرا که کسی دست مرا گرفته است به زندگی پیوندم داده است...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/14ساعت 1:18 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
گذرگاهی صعب است زندگیِ تنگابی در تلاطم و در جوش. ایمان یکی چشم بند است. دیواری در برابر بینش به خیره مگو که ایمان کوه را به جنبش در می آورد من کوه بی جان نیستم انسانم من! سنگ مقدس در این جهان بسیارست صیقل خورده به بوسه های لبان خشکیده از عطش ایمان به جسم بی جان روح می بخشد لیکن من جسم بی جان نیستم انسانی زنده ام من. من نابینایی آدمیان را دیده ام و توفیدن گردباد را بر عرصه ی پیکار من آسمان را دیده ام و آدمیان را سرگردان به مهی دودگونه فرو پوشیده مرا به ایمان ایمان نیست اگر اندوهگینت می کند بگو اندوهگینم حقیقت را بگو نه لابه کن نه ستایش تنها به تو ایمان دارم ای وفاداری به قرن و به انسان! توان تحملت ار هست شکوه مکن. به پرسش اگر پاسخ می گویی پاسخی در خور بگوی در برابر رگبار گلوله اگر می ایستی مردانه بایست که پیام ایمان و وفا بجز این نیست!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/14ساعت 9:31 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
- امروز چه روزی است؟ - ما خود تمامی روزهاییم ای دوست ما خود زندگی ایم به تمامی ای یار یکدیگر را دوست می داریم و زندگی می کنیم زندگی می کنمی و یکدیگر را دوست می داریم و نمی دانیم زندگی چیست و نمی دانیم روز چیست و نمی دانیم عشق چیست...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/14ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
بی خبر بودم که دیرگاهی است در تعقیب من است هنگامی که به آهنگ چیدن گلی نوشکفته فرود آمدم از حضورش آگاهی یافتم
در چند گامی من ایستاده بود و چون ریگزاران داغ و سوزاننده بود راه خود گرفتم
اما چندان که آفتاب زوال گرفت سایه اش بر خاک دراز شد و به قصد آن که راه را به من بنماید از من گذشت...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/14ساعت 9:20 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
"معیار موفقیت این نیست که مشکل بزرگ را حل کنید,
بلکه این است که آیا این هنوزهمان مساله پارسال شماست یا نه."
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/14ساعت 9:15 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
بهتر است دیگران از ما بخاطر آنچه که هستیم متنفر باشند
تا اینکه ما را به خاطر آنچه که نیستیم دوست داشته باشند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/14ساعت 9:11 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هر کسی را نیز!!!! نیچه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/11ساعت 9:2 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد، قول، رابطه و قلب زيرا وقتى اينها مىشکنند صدا ندارند ولى درد بسيارى دارند ... چارلز ديکنز |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/11ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
پرده را یکسو میزنم آفتابی باید عینک تیرهام را
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/11ساعت 8:48 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد بود! نیچه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/11ساعت 8:45 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
بخشی از کتاب نیایش دکتر علی شریعتی خدایا: جهل آمیخته با خودخواهی و حسد. مرا رایگان ابزار قتاله ی دشمن برای حمله به دوست نسازد. خدایا: شهرت "منی را که می خواهم باشم" قربانی "منی که می خواهند باشم" نکند. خدایا: خودخواهی را چندان در من بکش یا چندان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم. خدایا: مرا در ایمان "اطاعت مطلق" بخش تا د رجهان "عصیان مطلق" باشم. خدایا: قناعت. صبر و تحمل را از ملتم بازگیر و به من ارزانی دار. خدایا: این کلام مقدسی را که به "روسو" الهام کرده ای هرگز از یاد من مبر که: " من دشمن تو و عقاید تو هستم اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم". خدایا: این آیه را که بر زبان داستایوسکی رانده ای بر دلهای روشنفکران فرود آر که: "اگر خدا نباشد همه چیز مجاز است" جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف و انسان پوچ است. و انسان فاقد معنی فاقد مسئولیت نیز هست. خدایا: در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند مرا با "ندانستن" و "نخواستن" روئین تن کن. خدایا: به هر که دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوستتر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر! خدایا: پارسایان بزرگی را که در انزوای ریاضت و عزلت پاک عبادت یا علم یا هنر به "کشتن نفس" کمر بسته اند هر چه زودتر توفیقشان ده! تا در این طبیعت خوب خدا که هر موجودی را - جز اینها- معنایی است و در این اندام زنده جهان هر ذره ای - جز این انگلها- سلولی و در این نظام هماهنگ خلقت هر مخلوقی را - جز این پاکان پوک یا پوکان پاک- نقشی است. جایی حشره ای - که می داند چرا زندگی می کند- تنگ نباشد و خلقت از بیهودگی و عبث پاک گردد و در چشم طاهربین پیر حافظ خطایی بر قلم منع نیاید. خدایا: به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم. خدایا: رحمتی عطا کن تا ایمان - نام و نان برایم نیاورد. قوتم بخش تا نانم را - و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند نه آنها که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند! ....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/11ساعت 8:40 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
آتشی بود و فسرد رشته ای بود و گسست دل چو از بند تو رست جام جادویی اندوه شکست آمدم تا به تو آویزم لیک دیدم که تو بر چهره ی امیدم خنده ی مرگی وه چه شیرینست بر سر گور تو ای عشق نیازآلود پای کوبیدن وه چه شیرینست از تو ای بوسه ی سوزنده ی مرگ آور چشم پوشیدن وه چه شیرینست از تو بگسستن و با غیر تو پیوستن در بروی غم دل بستن که بهشت اینجاست بخدا سایه ی ابر و لب کشت اینجاست تو همان به که نیندیشی به من و درد روان سوزم که من از درد نیاسایم که من از شعله نیفروزم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/11ساعت 8:25 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
پیش از آنکه نفس بکشی به خدا بیندیش... اپیکتت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/11ساعت 8:16 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
آن روزهای خوب می گفتم: ای نسیم! شاید درخت و من نیز یک روح در دو تن یک باده در دو جام یک جلوه با دو نامیم. ما هر دو با تبسم خورشید زنده ایم ما عاشقان نور و بهار و پرنده ایم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/09ساعت 12:38 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
"کسانی مرا به خودخواهی متهم میکردند و من آن کسان را به نادانی قصد داشتم که هرگز کسی را - زنی یا مردی را - دوست نداشته باشم بلکه فقط دوستی را عطوفت را . عشق را و اگر آن را به کسی می دادم نمی خواستم از دیگری گرفته باشمش و در این راه تنها از نقد وجود خویش می کاستم و نیز هرگز نمی خواستم اندام کسی را و یا قلب کسی را برای خویشتن احتکار کنم...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/09ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
پنجره کوچک باز میـشود به دشت پرده آرام می لرزد آنگاه که پرندگان سپید از شبانه ی گورها می گذرند و آب از شکوفه های سیب میچکد چه بی پایان است همه چیز!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/09ساعت 11:47 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
*آخرین به روز رسانی * *پست الکترونیکی من* *گذشته وبلاگ* |
| *درباره ی کاستومایز* |
سلام دوستای خوب، درباره ی خودم چیز زیادی نیست که بخوام بگم چون فکر میکنم بی ارتباطه و از اصل و هدف وبلاگ دور میشیم اما درباره ی وبلاگ: یه روز سرد زمستونی از سر دلتنگی و بیحوصلگی تصمیم گرفتم یه وبلاگ درست کنم، نمی دونستم که امروز میشه رفیق تنهاییام و حالا اینه حاصل لحظه های دلتنگیم...
دوستای خوبم ممنون که به این وبلاگ لطف دارین و با نظرات مساعدتون شرمندم میکنین. خوشحالم که تونستم نظر یه سری مخاطبای خاص رو جلب کنم. کسایی که فکر می کنن و روی مطالب وقت میذارن. این برام خیلی مهمه. البته همه ی اشعار این وبلاگ از خودم نیست و علاوه بر مطالبی که گه گاهی از ذهن خودم تراوش می کنه و مثلاَ اسمشون شعره، عمده ی مطالب نوشته شده در این وبلاگ از منابع زیر هستش: - شعر معاصر فرانسه - مجموعه اشعار فریدون مشیری - همچون کوچه ای بی انتها - مجموعه اشعار فروغ فرخزاد - مائده های زمینی، آندره ژید - همچنان تا نمیدانم چه وقت، هیوا مسیح - بانو، کیکاووس یاکیده - پابرهنه تا صبح،گراناز موسوی - مجموعه اشعار نادر نادرپور - اشعار شادروان حسین پناهی - در سپیده دمان فروردین،احمد قربانزاده - منابع متفرقه در مورد دوستان عزیزی که پیشنهاد تبادل لینک رو میدن‘ با کمال میل این کارو انجام میدم. لطفا بعد از لینک کردن کاستومایز فقط کافیه که یه خبر بدن که به لیست لینکها اضافه بشن. به هر حال امیدوارم کاستومایز با همراهی و نظرات مفید تو -مخاطب عزیز- هر روز بهتر و پربار تر بشه. |
| *پیوندهای روزانه* |
|
- خلوتهای تنهایی* - اجق وجق های بی اجازه* - عاشقانه. جک. اس ام اس. عکس* *آرشیو پیوندهای روزانه |
| *آرشیو موضوعی کاستومایز* |
|
×اشعار کوتاه× ×ترجمه ترانه های خارجی× ×صفحات تنهایی× ×یادداشتهای روزانه من× ×دیگر بار تو را به نقطه ی آغاز بر می گرداند!× |
|
RSS
|