تبليغاتX
نه نترس! کافر نمی شوم...
در اتاقیکه به اندازه یک تنهاییست..دل من که به اندازه یک عشق است به بهانه های ساده خوشبختی خود مینگرد
 

 وقتي «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه کند، دنيا طعم صلح را

مي چشد . 

 جيمي هندريکس

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط آزاده | 
 

Image By Pic.Blogfa.Com

ماه به من گفت،اگر عشقت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟

به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی؟!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط آزاده | 
 

 دل من تـنها بـود ، دل من هرزه نـبـود ...

دل من عادت داشـت ، که بمانـد يک جا

                                          به کجا ؟! معـلـوم است ، به در خانه تو !

دل من عادت داشـت ، که بمانـد آن جا ،

پـشـت يک پرده تـوري که تو هر روز آن را به کناري بزني ...

دل من ساکن ديوار و دري ، که تو هر روز از آن مي گـذري .

دل من ساکن دستان تو بود دل من گوشه يک باغـچه بـود که تو هر روز به آن مي نگري

                                                راستي ، دل من را ديـدي ...؟!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط آزاده | 
 

فتوبلاگ .::عکس های منتخب::.زمستان*Pic.Blogfa.Com*

 باورم کن که مرا نامی هست ..

گرچه گمنام و غريب .. .

گرچه افتاده رهم در غربت...

گرچه بيگانگيم وسعت يافت ...

وسعتی ژرف تر از ديروزم!

 گرچه روزی ز سر غصه بخود ميگفتم:کاش غربت بودم ....

ناشناسی در خود؛که کسی نام مرا نيز نپرسد از من!

و کنون خانه در اين خانه غربت دارم...

ناشناسی ز همه دهر غريب ...

آشنا نيست کسی با نامم!!!

و مرا نامی هست گرچه گمنام و غريب

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط آزاده | 
 

تنها کافیست فنجانی قهوه ی تلخ بنوشی و

جهان را از یاد ببری....

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط آزاده | 
 

زندگی چون نشستن بر سریر دندانپزشک است

همیشه خیال می کنی دردناک ترین لحظه هنوز نرسیده!

در حالی که رسیده و گذشته است

بیسمارک

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط آزاده | 

 

 free image host

با من سخن بگو به من گوش دار به من پاسخ ده.

آنچه را که غرش نابهنگام آذرخش باز گوید

جنگل در می یابد...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط آزاده | 
 

به زبان سنگ با تو سخن خواهم گفت

(با هجای سبز پاسخم خواهی داد)

به زبان برف با تو سخن خواهم گفت

(با وزش بال زنبورها پاسخم خواهی داد)

به زبان آب با تو سخن خواهم گفت

(با آذرخش پاسخم خواهی داد)

به زبان خون با تو سخن خواهم گفت

(با برجی از پرندگان پاسخم خواهی داد)....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط آزاده | 
 

امشب

پرنده ای که رفته بود

باز می گردد

با آوازی از دور

و در تاریکی شاخه ها

سبیی می افتد

تا من

گوش دهم به بی کرانی باغ.

 

حالا

شب آمده است

در سکوت آمده است

و پشت پنجره ام که ابری ست

پرنده ی کوچک

نوک می زند

به شیشه ام از شوق.

 

پنجره می گشایم

در نور فانوس

که آویخته بر تیرک ایوان

بر دیوار کاهگلی

باران می بارد

و من

گم می شود آرام- در صدای پرنده و باغ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/18ساعت 10:53 قبل از ظهر  توسط آزاده | 
 

عکسهای فانتزی

....

در بیست و نه سالگی

نه از خستگی سفر

بلکه از سرگیجه ی غروری بی حد و قیاس که رشد آن مرهون این زندگی خانه بدوش بود

درک کردم یا به خویشتن القا کردم که دیگر برای جوهر تازه ای از حیات پخته شدم ام

به خانه ی خالی مانده ام برگشتم

پنجره ها را باز کردم

سالها همچون بخیلی گنجینه می انباشتم

و با تمام نیرویی که داشتم خویشتن را دولتمند می ساختم

خویشتن را تعلیم می دادم

- گمان می بری که در این لحظه خاص بتوانی مزه احساس توانای کامل آنی حیات را

-بی اینکه آن چیزها را که حیات نیست از یاد ببری-

 بچشی؟

عادت فکرت بار خاطر تو است.

در گذشته و در آینده می زیی و هیچ جیز را خود بخود نمی بینی

- ما جز در آنیت حیات هیچیم

تمامی گذشته پیش از اینکه چیزی از آینده پا به عرصه وجود بنهد

در این آنیت حیات می میرد.

این لحظات!

                               - می فهمی؟

که "حضور" این لحظات به چه نیرویی است؟

سعی کن گاهی فرادا خود را در این "لحظه" جایگزین کنی

تو اگر میخواستی یا اگر میدانستی می توانستی در این لحظه

بی هیچ همسر یا فرزندی

بر روی زمین در برابر خدا تنها باشی...

در پس هر در بسته ای خدا ایستاده است... 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/17ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط آزاده | 

 

شکوفه ها چرخ زنان با نسیم

به گونه برفدانه ها ناپدید می شوند.

- آنچه یکسره زوال می پذیرد

                         منم...

اردیبهشت من

۲۹ سال گذشت و من حیران ماندم از این گذر بی عبور!

از این تکرار تو...

چه ساده و چه بی پروا

 گذراندم

تا در آوازهای دختری کوچک که همین دیروز

سرگرم کودکی بود

امروز این سان

 سرود بودن خویش را بسرایم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/16ساعت 9:19 قبل از ظهر  توسط آزاده | 
 
*آخرین به روز رسانی *
*پست الکترونیکی من*
*گذشته وبلاگ*
*درباره ی کاستومایز*
سلام دوستای خوب، درباره ی خودم چیز زیادی نیست که بخوام بگم چون فکر میکنم بی ارتباطه و از اصل و هدف وبلاگ دور میشیم اما درباره ی وبلاگ: یه روز سرد زمستونی از سر دلتنگی و بیحوصلگی تصمیم گرفتم یه وبلاگ درست کنم، نمی دونستم که امروز میشه رفیق لحظه های تنهاییم....البته پیش بینی نمی کردم که انقدر برام جدی بشه که هر روز با عشق دنبالش کنم و سعی کنم پربارش کنم.
و حالا اینه حاصل لحظه های دلتنگیم...
دوستای خوبم ممنون که به این وبلاگ لطف دارین و با نظرات مساعدتون شرمندم میکنین. خوشحالم که تونستم نظر یه سری مخاطبای خاص رو جلب کنم. کسایی که فکر می کنن و روی مطالب وقت میذارن. این برام خیلی مهمه. دوست دارم اینو بدونین که همه ی اشعار این وبلاگ از خودم نیست و علاوه بر مطالبی که گه گاهی از ذهن خودم تراوش می کنه و مثلاَ اسمشون شعره، عمده ی مطالب نوشته شده در این وبلاگ از منابع زیر هستش:
- شعر معاصر فرانسه
- مجموعه اشعار فریدون مشیری
- همچون کوچه ای بی انتها
- مجموعه اشعار فروغ فرخزاد
- مائده های زمینی، آندره ژید
- همچنان تا نمیدانم چه وقت، هیوا مسیح
- بانو، کیکاووس یاکیده
- پابرهنه تا صبح،گراناز موسوی
- مجموعه اشعار نادر نادرپور
- اشعار شادروان حسین پناهی
- منابع متفرقه
امیدوارم کاستومایز با همراهی و نظرات مفید تو -مخاطب عزیز- هر روز بهتر و پربار تر بشه.
جا داره که از دوستای خوبی که برام مطلب می فرستن مثل احمد جعفری نژاد و حامد منصوری و امیر مهجور عزیز و سولماز سیف و اکرم مینویی عزیزم که اینطوری تو تنوع کاستومایز کمکم می کنن، تشکر کنم و باید اینو اذعان کنم که به نوعی در موفقیت این وبلاگ با من سهیم هستن.

*پیوندهای روزانه*
- هفته‌نامه عمانوييل
- مدادي كوچك در دستان خدا
- خلوتهای تنهایی*
- اجق وجق های بی اجازه*
- عاشقانه. جک. اس ام اس. عکس*
*آرشیو پیوندهای روزانه
*آرشیو هفتگی مطالب و آخرین آپدیت‌ها*
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
*آرشیو موضوعی کاستومایز*
×اشعار کوتاه×
×ترجمه ترانه های خارجی×
×صفحات تنهایی×
×یادداشتهای روزانه من×
×دیگر بار تو را به نقطه ی آغاز بر می گرداند!×
*لینک دوستان من*
- به کسی نگو چرت و پرت میگم*
- پاره پاره*
- تشرنامه*
- THOMAS ANDERSON*
- سها همیشه یک سکوت
- سایت ایرانیان
- وبلاگ شخصی سما
- و گذشتن
- رویای شیرین من
- میدان زنان!!*
- کابوس بروانه ها
- صدای پای ماه
- نفس بلوچ
- حلقه
- دختر بودن
- تکناز
- هر چی که دلت بخواد آنتی فیلتر
- دانلودکده
- اتوپیای واژگان سیاسی
- دنیای کامپیوتر و اینترنت
- جوان امروز
- مطالب خوب من!
- داستان و مقالات
- مقالات من و تو
- پسر جزیره
- نام قبیله ام شرمساریست...
- خدا، عشق، زندگی
- الهه عشق
- سرود بودن من
- سرزمین خدمات اینترنتی
- عاشقانه ها
- داستان‌های تقریباً کوتاه*
- جیغ بنفش
- دایره ی طلایی
- سجاد رحیمی مدیسه
- هستم- می تونم
- رابطه ی پنهان
- آدم نما
- عشق صورتی
- سه بچه فیل!
- تولکیان
- کتاب غم
- باران که می‌بارد...
- سلطان آسمانها
- عکسهای گرافیکی و بکر
- وبلاگ شخصی فرزاد کمانگر
- مشاهیر ایران زمین
- بي‌بي باروني
- پرنیابلاگ
- فاحشه در زمستان!!
 

 RSS

POWERED BY M.S



*دوستای خوبم که گه گاهی بهم سر می زنن*





Powered by WebGozar