![]() |
![]() |
|
| در اتاقیکه به اندازه یک تنهاییست،دل من که به اندازه یک عشق است، به بهانه های ساده خوشبختی خود مینگرد |
|
عطش شناختنش چنان تار و پود بودنم را درهم میامیخت گویی که سالهاست در سلولهایم زیسته است! - قلبم کو؟! چشم هایم دیدنش را نمی تابد!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/01ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
قطره ای شبنم چکید گلبرگی زرد شد چشمانی بسته شد انگشتانش غرق به خون پیشانیش آراسته به خار درد غربت آخرین آواها با فریادی خفه در گلوگاهش... - گوش کن! ... می شنوی؟ "خدایا... چرا مرا ترک کردی..." آه... "ایلی.... ایلی...." ... سکوت - تمام شد...!!!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/01ساعت 10:37 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
برهنه و یخزده در کنار دریاچه فکر می کنم از دست رفته ام و اشتباه بزرگی کرده ام او را به شنا بردم... بگومگویمان شد. حالا لباس های من و شبح آن بانو کاملاً از دیدرس دورند و به نظر می رسد به سوی شبی در کناره ی رود روانه ام در زیر ماه و ستارگان به نظر می رسد به سوی شبی در کناره ی رود روانه ام من و قلب تپنده ام در تاریکی می خوانیم برهنه و یخزده کنار دریاچه اگر او اینجا بود من درنگ نمی کردم که به او بگویم اوضاع از چه قرار است با یک گفتگوی طولانی در عقب ماشین و به نظر می رسد به سوی شبی در کناره ی رود روانه ام در زیر ماه و ستارگان می توانم به سوی شبی در کناره ی رود بروم تنها من و قلب تپنده ام در تاریکی آواز می خوانیم فکر می کنم این اوست که باید به من توضیح بدهد در این موقعیت او برتری دارد من اگر بخواهم فقط احساسم را بیان کنم دوباره الم شنگه به پا می شود آه فکر می کنم به سوی شبی در کنار رود روانه ام در زیر ماه و ستارگان می توانم به سوی شبی در کناره ی رود بروم ولی نور ماشینی را می بینم که در تاریکی می درخشد آیا می شود که ما برویم به سوی م م-م م در زیر ماه و ستارگان می شود که ما برویم به سوی م م - م م فقط تو و من و قلب های تپنده مان در تاریکی می خوانیم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/01ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
اگر کار و کوشش با محبت توام نباشد پوچ و بی ثمر است. زیرا اگر شما با محبت به تلاش برخیزید میتوانید ارواح خویش را با یکدیگر گره بزنید و آنگاه همه ی شما با خدای بزرگ پیوند خورده اید... جبران خلیل جبران |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/01ساعت 10:27 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
دچار خلسه شده ام در تب و تاب ماهیهای قرمز درون تنگ دچار خلسه شده ام در تقلای ناپروانه ی درون پیله دچار خلسه شده ام برای لمس واژه ی عمیق ایدئولوژی محبت - اما چرا خشونت! سر به استخوانهایم می ساید!؟....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/01ساعت 10:17 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
پای هایش را بسته است که نرود دهانش را بسته است که نگوید - باید بروم شوق را از او گرفته است احساش را کشته است - این حفره ی سیاه که خاطره سازد از شکفتن و رُستن از حرکت و پویش برکه ی دیروز.... مرداب امروز.... "بودن یا نبودن! مسئله این است!!!"
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/01ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
انسانهای شبه مدرن در عصر نو در جستن سبقت از خدا -خودهای بی خدا- به بهای از دست دادن خویش شبح خود را بازیافته اند!!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/01ساعت 9:39 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
در واکنش پروانه های مُرده به تصویر گلهای اقاقیا با بالهای پر از اشتیاق! کجای این گلخانه می توان پرواز را در عمق ذهن برگ حکاکی کرد!؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/01ساعت 9:16 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
*آخرین به روز رسانی * *پست الکترونیکی من* *گذشته وبلاگ* |
| *درباره ی کاستومایز* |
سلام دوستای خوب، درباره ی خودم چیز زیادی نیست که بخوام بگم چون فکر میکنم بی ارتباطه و از اصل و هدف وبلاگ دور میشیم اما درباره ی وبلاگ: یه روز سرد زمستونی از سر دلتنگی و بیحوصلگی تصمیم گرفتم یه وبلاگ درست کنم، نمی دونستم که امروز میشه رفیق تنهاییام و حالا اینه حاصل لحظه های دلتنگیم...
دوستای خوبم ممنون که به این وبلاگ لطف دارین و با نظرات مساعدتون شرمندم میکنین. خوشحالم که تونستم نظر یه سری مخاطبای خاص رو جلب کنم. کسایی که فکر می کنن و روی مطالب وقت میذارن. این برام خیلی مهمه. البته همه ی اشعار این وبلاگ از خودم نیست و علاوه بر مطالبی که گه گاهی از ذهن خودم تراوش می کنه و مثلاَ اسمشون شعره، عمده ی مطالب نوشته شده در این وبلاگ از منابع زیر هستش: - شعر معاصر فرانسه - مجموعه اشعار فریدون مشیری - همچون کوچه ای بی انتها - مجموعه اشعار فروغ فرخزاد - مائده های زمینی، آندره ژید - همچنان تا نمیدانم چه وقت، هیوا مسیح - بانو، کیکاووس یاکیده - پابرهنه تا صبح،گراناز موسوی - مجموعه اشعار نادر نادرپور - اشعار شادروان حسین پناهی - در سپیده دمان فروردین،احمد قربانزاده - منابع متفرقه در مورد دوستان عزیزی که پیشنهاد تبادل لینک رو میدن‘ با کمال میل این کارو انجام میدم. لطفا بعد از لینک کردن کاستومایز فقط کافیه که یه خبر بدن که به لیست لینکها اضافه بشن. به هر حال امیدوارم کاستومایز با همراهی و نظرات مفید تو -مخاطب عزیز- هر روز بهتر و پربار تر بشه. |
| *پیوندهای روزانه* |
|
- خلوتهای تنهایی* - اجق وجق های بی اجازه* - عاشقانه. جک. اس ام اس. عکس* *آرشیو پیوندهای روزانه |
| *آرشیو موضوعی کاستومایز* |
|
×اشعار کوتاه× ×ترجمه ترانه های خارجی× ×صفحات تنهایی× ×یادداشتهای روزانه من× ×دیگر بار تو را به نقطه ی آغاز بر می گرداند!× |
|
RSS
|