تبليغاتX
نه نترس! کافر نمی شوم...
در اتاقیکه به اندازه یک تنهاییست،دل من که به اندازه یک عشق است، به بهانه های ساده خوشبختی خود مینگرد
 

حرمت نگه دار دلم

گلم

کین اشک خونبهای عمر رفته من است

میراث من!

نه به قید قرعه

نه به حکم عرف

یکجا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت

به نام تو

مهر و موم شده با آتش سیگار متبرک ملعون

کتیبه خوان خطوط قبایل دور

این.. این سرگذشت کودکی است

که به  سرانگشت پا

هرگز دستش به شاخه هیچ آرزویی نرسیده است

...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/07ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 

بغض بزرگترین اعتراض است ولی اگر بشکند دیگر اعتراض نیست... التماس است...

شکسپیر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/05ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 

اگر آغاز زندگیت با سپیده دم و روز همزاد گشت همواره در جستجوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش و اگر در شب و سیاهی آغاز شد از امید در خود چراغی بیفروز که پگاه خوشبختی نزدیک است...

ارد بزرگ

گوشه ای از بهشت 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/05ساعت 8:32 بعد از ظهر  توسط آزاده ستوده | 

 

چندان که به شکوٍه در می آییم

از سرمای پیرامون خویش

از ظلمت و

از کمبود نوری گرمی بخش

چون همیشه

بر می بندیم

دریچه کلبه مان را

روح مان را...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 

چه شود به چهره زرد من نظري براي خدا كني


كه اگر كني غم و درد من به همان نظاره دوا كني


تو كمان كشيده و در كمين كه زني به تيرم و من غمين


همه غمم بود از همين که خدا نكرده خطا كني


تو شهي و كشور جان تو را تو مهي و جان جهان تو را


ز ره كرم چه زيان تو را كه نظر به حال گدا كني


 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 

 در آن دقایق پر اضطراب پر تشویش


رها ز شاخه بر امواج بادها می رفت


به رودها پیوست


 و روی رود روان رفت برگ


مرگ اندیش


به رود زمزمه گر گوش کن که می خواند


سرود رفتن و رفتن و برنگشتن ها ...

 طبیعت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 

ای مهربان من
                        من دوست دارمت
چون سبزه های دشت
 چون برگ سبزرنگ درختان نارون
 معیارهای تازه زیبایی
 با قامت تو سنجیده می شود
زیبایی عجیب تو معیار تازه ای ست
                          با غربت غریب فراوانش
             - مانند شعر من
 این شعر بی قرین
 و این تفاخر از سر شوخی ست
                     نازنین 
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 

کشیش و پیروانش در حیاط کلیسای ده جمع شده اند

تا زن و مردی را به هم برسانند

بهار اینجاست و قُمری ها بر مناره می خوانند

زنبورها در گلهایی که در گورستان روییده هستند

و از بالای تپه آنجا که رودخانه به آسیاب می ریزد

دختری دوست داشتنی پایین می آید

تا در مراسم ازدواجش شرکت کند

لباس ساده ی سفیدی بر تن دارد و گلهایی بر سر زده

و هنگامی که آرام به طرف محراب می رود موسیقی شروع می شود

و کشیش انجیلش را بر می دارد و رو به او می گوید

آیا با افتخار و عشق در برابر چشمان خداوند

این مرد را به همسری قانونی خود انتخاب می کنی؟

حالا بگذار مردم این آواز را با من بخوانند

تا برای همیشه در قلبت زنده باشد...

بگذار عشقت همچنان بدرخشد

چرا که ما ستارگانی در آسمانیم

بگذار عشقت با قدرت بدرخشد

تا آنگاه که به دوردستها پرواز کنی

سال های سال از آن صبح طلایی روستا گذشته است

گورستان وسعت گرفته و کلیسا ویران شده

پیچک به دیوارها چسبیده و کلاغ ها بالای سرم می چرخند

وقتی به طرف آخرین سنگ قبر بازمانده رفتم

زانو زدم و نوشته ی زیر برگها را خواندم

ناگهان به نظرم رسید

کلماتی را همانند آوازی در میان درختان شنیدم...

بگذار عشقت همچنان بدرخشد

چرا که ما ستارگانی در آسمانیم

بگذار عشقت با قدرت بدرخشد

تا آنگاه که پرواز کنی

بگذار عشقت همچنان بدرخشد

چرا که ما ستارگانی در آسمانیم

بگذار عشقت با قدرت بدرخشد

تا آنگاه که به دوردستها پرواز کنی...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 9:2 قبل از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 

 براي ماندگاري، پنداري جز پاکي روان نداشته باش.

                                         ارد بزرگ

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش


 ماییم که یا جای پای خود می نهیم و غروب می کنیم


 هر پسین


 این روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دوردست


 نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین


مرا به طلوعی دوباره می کشاند؟


 ای راز


 ای رمز


ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین...

غروب

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 

شکست حاصل کمرويي است و از کاميابي ای که با گستاخي به چنگ مي ايد ارزنده تر است...

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 

شب سردي است و من افسرده
راه دوري است و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
                   مي کنم تنها از جاده عبور
                                 دور ماندند ز من آدمها
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غم ها
فکر تاريکي و اين ويراني
                    بي خبر آمد تا به دل من
                              قصه ها ساز کند پنهاني
نيست رنگي که بگويد با من
اندکي صبر سحر نزديک است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چه قدر تاريک است
خنده اي کو که به دل انگيزم ؟
قطره اي کو که به دريا ريزم ؟
صخره اي کو که بدان آويزم ؟
                      مثل اينست که شب نمناک است
ديگران را هم غم هست به دل
غم من ليک غمي غمناک است...

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 

اسلحه روی شقیقه ام 


و شقیقه ام رو به آسمان


من بی امان به تو گیر می دهم


و تو بی امان به من گیر نمی دهی


درختها دو فصل عاشق می شوند


و دو فصل فارغ


پس برای هر فصل عشقیست


و هر عشق را فراغیست


که فراغ هر عشق را پیامدیست


در پدیداری عشقی جدید


این است معنای عشق


هر چند بی معنیست


و کیست که انکار کند


سایه های بلند برای روزهای کوتاه


و روزهای کوتاه را برای سایه های کوتاه


اسلحه روی شقیقه


بی معنی است


و معنی التفاتیست میان دو شخص


که از زبان مادری گرفته


تا ایما و اشاره


من و تو حرفی برای هم باقی نگذاشته ایم


پس اسلحه رو به آسمان و شقیقه رو به شقیقه...

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط آزاده ستوده | 
 
*آخرین به روز رسانی *
*پست الکترونیکی من*
*گذشته وبلاگ*
*درباره ی کاستومایز*
سلام دوستای خوب، درباره ی خودم چیز زیادی نیست که بخوام بگم چون فکر میکنم بی ارتباطه و از اصل و هدف وبلاگ دور میشیم اما درباره ی وبلاگ: یه روز سرد زمستونی از سر دلتنگی و بیحوصلگی تصمیم گرفتم یه وبلاگ درست کنم، نمی دونستم که امروز میشه رفیق تنهاییام و حالا اینه حاصل لحظه های دلتنگیم...
دوستای خوبم ممنون که به این وبلاگ لطف دارین و با نظرات مساعدتون شرمندم میکنین. خوشحالم که تونستم نظر یه سری مخاطبای خاص رو جلب کنم. کسایی که فکر می کنن و روی مطالب وقت میذارن. این برام خیلی مهمه. البته همه ی اشعار این وبلاگ از خودم نیست و علاوه بر مطالبی که گه گاهی از ذهن خودم تراوش می کنه و مثلاَ اسمشون شعره، عمده ی مطالب نوشته شده در این وبلاگ از منابع زیر هستش:
- شعر معاصر فرانسه
- مجموعه اشعار فریدون مشیری
- همچون کوچه ای بی انتها
- مجموعه اشعار فروغ فرخزاد
- مائده های زمینی، آندره ژید
- همچنان تا نمیدانم چه وقت، هیوا مسیح
- بانو، کیکاووس یاکیده
- پابرهنه تا صبح،گراناز موسوی
- مجموعه اشعار نادر نادرپور
- اشعار شادروان حسین پناهی
- در سپیده دمان فروردین،احمد قربانزاده
- منابع متفرقه
در مورد دوستان عزیزی که پیشنهاد تبادل لینک رو میدن‘ با کمال میل این کارو انجام میدم. لطفا بعد از لینک کردن کاستومایز فقط کافیه که یه خبر بدن که به لیست لینکها اضافه بشن. به هر حال امیدوارم کاستومایز با همراهی و نظرات مفید تو -مخاطب عزیز- هر روز بهتر و پربار تر بشه.


*پیوندهای روزانه*
- خلوتهای تنهایی*
- اجق وجق های بی اجازه*
- عاشقانه. جک. اس ام اس. عکس*
*آرشیو پیوندهای روزانه
*آرشیو هفتگی مطالب و آخرین آپدیت‌ها*
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
*آرشیو موضوعی کاستومایز*
×اشعار کوتاه×
×ترجمه ترانه های خارجی×
×صفحات تنهایی×
×یادداشتهای روزانه من×
×دیگر بار تو را به نقطه ی آغاز بر می گرداند!×
*لینک دوستان من*
- به کسی نگو چرت و پرت میگم*
- پاره پاره*
- تشرنامه*
- THOMAS ANDERSON*
- سها همیشه یک سکوت
- سایت ایرانیان
- وبلاگ شخصی سما
- و گذشتن
- رویای شیرین من
- میدان زنان!!*
- کابوس بروانه ها
- صدای پای ماه
- نفس بلوچ
- حلقه
- دختر بودن
- تکناز
- هر چی که دلت بخواد آنتی فیلتر
- دانلودکده
- اتوپیای واژگان سیاسی
- دنیای کامپیوتر و اینترنت
- جوان امروز
- مطالب خوب من!
- داستان و مقالات
- مقالات من و تو
- پسر جزیره
- نام قبیله ام شرمساریست...
- خدا، عشق، زندگی
- الهه عشق
- سرود بودن من
- سرزمین خدمات اینترنتی
- may be soon, may be never!
- داستان‌های تقریباً کوتاه*
- جیغ بنفش
- دایره ی طلایی
- سجاد رحیمی مدیسه
- هستم- می تونم
- رابطه ی پنهان
- آدم نما
- عشق صورتی
- سه بچه فیل!
- تولکیان
- کتاب غم
- باران که می‌بارد...
- سلطان آسمانها
- عکسهای گرافیکی و بکر
- وبلاگ شخصی فرزاد کمانگر
- مشاهیر ایران زمین
- بي‌بي باروني
- پرنیابلاگ
- فاحشه در زمستان!!
- sAcrAt is beautiful dreams before death
- دو عاشق اينترنتي
- ...اشک و شمع و خاکستر...
- هرگز براي دوست داشتن پاياني نيست
- شبكه خبر مسيحيان فارسي زبان
- اين تراما. سروده‌هاي غم‌انگيز من
- بهترين‌ها براي عاشقان
- اشعار دریا
- دانلود کلیپ-عکس-نرم افزار-کتاب و ...
- جک و اس ام اس روز
- بهترین های هک
- حرفهای مهم تر
 

 RSS

POWERED BY M.S



*دوستای خوبم که گه گاهی بهم سر می زنن*





Powered by WebGozar