![]() |
![]() |
|
| در اتاقیکه به اندازه یک تنهاییست،دل من که به اندازه یک عشق است، به بهانه های ساده خوشبختی خود مینگرد |
|
تقدیم به یونای عزیزم که چشمانش یادآور عشق است
میان منحنی های زندگی شکل گرفت... در دَوَران لحظه های زیستن برای پیدایش یک بودن آغاز زیبای یک کبوتر شدن در پاییزی ترین روز خدا دخترکی زیبا همچون قدیسه ترین حوریان در جمع ناپاکان - این سان!! با تقلایی برای نیامدن هرچند خُرد در این زمین ارزان و سرانجام شکفتن هستن و زیستن زیباترین خلقت خالق معصوم و پاک در میان افلاک چشمانش درخشش ستاره صبح و نگاهش رویا رویا شعف زندگی بودنش.. شکوه و عظمت این احساس - که دخترک! او از توست فرّ آن دیدار ماندگار تقابل دو حس مجهول! - و اینک- سرود افتخار تجسم بخششِ معبود به عابد - او آمد کبوتر وار یونای آسمانی... آغاز خوب بودنت زیباترین لحظه ی هستی ست...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/08/21ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
ثقل زمین کجاست؟؟ من در کجای جهان ایستاده ام؟!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/08/19ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
پرواز.. فکر می کردم هیچوقت پرواز را نخواهم آموخت فکر می کردم در تمام زندگیم سعی می کنم چون پرواز همان هنر قدیمی یک پا بر زمین نگاه داشتن است.. دروغ.. فکر می کردم هیچوقت نمی توانم دروغ نگویم فکر کردم با حسرت خوردن از دست می دهمش چون دروغ همان هنر قدیمی پنهان کردن کلماتی است که نباید هرگز آشکار شوند.. گریستن.. فکر می کردم هیچوقت گریه ام تمام نمی شود فکر کردم همیشه خواب مردن می بینم چون گریستن همان هنر قدیمی جاری کردن رودی از اشک بر روی زمین است.. آه مردن.. فکر می کردم هیچوقت مرگ را نمی بینم فکر کردم تمام عمرم را به پرواز می گذرانم چون مردن همان هنر قدیمی گرداندن یک دنیاست.. حسرت.. فکر کردم هیچوقت نمی توانم حسرت نخورم فکر کردم همیشه آنجا گریه می کنم چون حسرت همان هنر قدیمی باز دماندن اندوه در همه جاست.. و تلاش.. فکر کردم تمام عمرم تلاش می کنم فکر کردم می توانم خودم را از دورغ باز دارم چون تلاش همان هنر قدیمی اثبات گرد بودن دنیاست.. آه پرواز.. آه دروغ.. آه گریستن.. آه حسرت.. آه تلاش.. آه مرگ.. آه آه چون مرگ همان هنر قدیمی رویش گلها بر زمین است آری چنین است...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/08/17ساعت 2:31 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
*آخرین به روز رسانی * *پست الکترونیکی من* *گذشته وبلاگ* |
| *درباره ی کاستومایز* |
سلام دوستای خوب، درباره ی خودم چیز زیادی نیست که بخوام بگم چون فکر میکنم بی ارتباطه و از اصل و هدف وبلاگ دور میشیم اما درباره ی وبلاگ: یه روز سرد زمستونی از سر دلتنگی و بیحوصلگی تصمیم گرفتم یه وبلاگ درست کنم، نمی دونستم که امروز میشه رفیق تنهاییام و حالا اینه حاصل لحظه های دلتنگیم...
دوستای خوبم ممنون که به این وبلاگ لطف دارین و با نظرات مساعدتون شرمندم میکنین. خوشحالم که تونستم نظر یه سری مخاطبای خاص رو جلب کنم. کسایی که فکر می کنن و روی مطالب وقت میذارن. این برام خیلی مهمه. البته همه ی اشعار این وبلاگ از خودم نیست و علاوه بر مطالبی که گه گاهی از ذهن خودم تراوش می کنه و مثلاَ اسمشون شعره، عمده ی مطالب نوشته شده در این وبلاگ از منابع زیر هستش: - شعر معاصر فرانسه - مجموعه اشعار فریدون مشیری - همچون کوچه ای بی انتها - مجموعه اشعار فروغ فرخزاد - مائده های زمینی، آندره ژید - همچنان تا نمیدانم چه وقت، هیوا مسیح - بانو، کیکاووس یاکیده - پابرهنه تا صبح،گراناز موسوی - مجموعه اشعار نادر نادرپور - اشعار شادروان حسین پناهی - در سپیده دمان فروردین،احمد قربانزاده - منابع متفرقه در مورد دوستان عزیزی که پیشنهاد تبادل لینک رو میدن‘ با کمال میل این کارو انجام میدم. لطفا بعد از لینک کردن کاستومایز فقط کافیه که یه خبر بدن که به لیست لینکها اضافه بشن. به هر حال امیدوارم کاستومایز با همراهی و نظرات مفید تو -مخاطب عزیز- هر روز بهتر و پربار تر بشه. |
| *پیوندهای روزانه* |
|
- خلوتهای تنهایی* - اجق وجق های بی اجازه* - عاشقانه. جک. اس ام اس. عکس* *آرشیو پیوندهای روزانه |
| *آرشیو موضوعی کاستومایز* |
|
×اشعار کوتاه× ×ترجمه ترانه های خارجی× ×صفحات تنهایی× ×یادداشتهای روزانه من× ×دیگر بار تو را به نقطه ی آغاز بر می گرداند!× |
|
RSS
|