![]() |
![]() |
|
| در اتاقیکه به اندازه یک تنهاییست،دل من که به اندازه یک عشق است، به بهانه های ساده خوشبختی خود مینگرد |
|
تمام وقتت را منتظر فرصتي دوباره بودي براي مهلتي كه همهچيز را درست كند هميشه دلايلي هست تا احساس كني اوضاع به اندازه كافي مناسب نيست و اين در پايان روز خيلي سخت است به كمي بيخيالي احتياج دارم اي آزاده زيبا خاطرات در رگهايم جاري است بگذار خالي شوم اي سبكبال شايد امشب به آرامش دست يابم در آغوش فرشتهاي پروازكنان از اينجا دور ميشوم از اين اتاق سرد و تاريك هتل و بيمنتهايي بيحدي كه تو را به وحشت مياندازد از شكستها دور ميشوي از خيال خالي خودت تو در آغوش فرشتهاي آرميدهاي شايد بتواني اينجا به كمي آرامش دست يابي از خطوط مستقيم بسيار خستهاي و به هر جهت رو ميكني ديوان و ددان را در كمينت ميبيني طوفان در پيچ و تاب است در پناهگاهت ميماني تا كمبودها را جبران كني تفاوتي ندارد كه آخرين بار چه كسي گريخته آسانتر است تا به اين جنون دلپذير ايمان آوريم اين اندوه با شكوه كه مرا به زانو در ميآورد در آغوش فرشتهاي پروازكنان از اينجا دور ميشوم از اين اتاق سرد و تاريك هتل و بيمنتهايي بيحدي كه تو را به وحشت مياندازد از شكستها دور ميشوي از خيال خالي خودت تو در آغوش فرشتهاي آرميدهاي شايد بتواني اينجا به كمي آرامش دست يابي تو در پناه يك فرشتهاي شايد بتواني اينجا به كمي آرامش دست يابي شايد بتواني به كمي آرامش دست يابي...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/11/07ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
«زمستان است» کوهها پوشیده از برف آدمها یخزده اند قلبها منجمد خیابان سرد است زندگی روی یک خط ممتد - پر از رخوت پر از عادت خدا در قاب عکس فراموشی روی طاقچه نشسته چشمها سرگردانند زمان.. زمان تجدید باورهاست «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/11/06ساعت 2:58 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
شب پره ها به دور لامپ ماه پشت پنجره ها تنها... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/11/05ساعت 11:15 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
دیشب - در خواب فرار می کردم صبح که برخاستم به سر زمینی ناشناخته رسیده بودم!!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/11/05ساعت 9:45 بعد از ظهر توسط آزاده ستوده |
|
|
*آخرین به روز رسانی * *پست الکترونیکی من* *گذشته وبلاگ* |
| *درباره ی کاستومایز* |
سلام دوستای خوب، درباره ی خودم چیز زیادی نیست که بخوام بگم چون فکر میکنم بی ارتباطه و از اصل و هدف وبلاگ دور میشیم اما درباره ی وبلاگ: یه روز سرد زمستونی از سر دلتنگی و بیحوصلگی تصمیم گرفتم یه وبلاگ درست کنم، نمی دونستم که امروز میشه رفیق تنهاییام و حالا اینه حاصل لحظه های دلتنگیم...
دوستای خوبم ممنون که به این وبلاگ لطف دارین و با نظرات مساعدتون شرمندم میکنین. خوشحالم که تونستم نظر یه سری مخاطبای خاص رو جلب کنم. کسایی که فکر می کنن و روی مطالب وقت میذارن. این برام خیلی مهمه. البته همه ی اشعار این وبلاگ از خودم نیست و علاوه بر مطالبی که گه گاهی از ذهن خودم تراوش می کنه و مثلاَ اسمشون شعره، عمده ی مطالب نوشته شده در این وبلاگ از منابع زیر هستش: - شعر معاصر فرانسه - مجموعه اشعار فریدون مشیری - همچون کوچه ای بی انتها - مجموعه اشعار فروغ فرخزاد - مائده های زمینی، آندره ژید - همچنان تا نمیدانم چه وقت، هیوا مسیح - بانو، کیکاووس یاکیده - پابرهنه تا صبح،گراناز موسوی - مجموعه اشعار نادر نادرپور - اشعار شادروان حسین پناهی - در سپیده دمان فروردین،احمد قربانزاده - منابع متفرقه در مورد دوستان عزیزی که پیشنهاد تبادل لینک رو میدن‘ با کمال میل این کارو انجام میدم. لطفا بعد از لینک کردن کاستومایز فقط کافیه که یه خبر بدن که به لیست لینکها اضافه بشن. به هر حال امیدوارم کاستومایز با همراهی و نظرات مفید تو -مخاطب عزیز- هر روز بهتر و پربار تر بشه. |
| *پیوندهای روزانه* |
|
- خلوتهای تنهایی* - اجق وجق های بی اجازه* - عاشقانه. جک. اس ام اس. عکس* *آرشیو پیوندهای روزانه |
| *آرشیو موضوعی کاستومایز* |
|
×اشعار کوتاه× ×ترجمه ترانه های خارجی× ×صفحات تنهایی× ×یادداشتهای روزانه من× ×دیگر بار تو را به نقطه ی آغاز بر می گرداند!× |
|
RSS
|